نویسنده موضوع: پارادوکس های معروف  (دفعات بازدید: 1648 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین Mammad taxi

  • شهروند جدید
  • *
  • ارسال: 8
  • محتوا: 0
  • فعالیت
    خلاقیت
  • جنسيت : پسر
    • محمدرضا محمدحسنی
    • Awards
  • محل تحصیل: راهنمایی شهید هاشمی نژاد 1
پارادوکس های معروف
« : مه 05, 2011, 02:42:14 pm »
آنچه كه تناقض آميز، باورنکردني يا خلاف انتظار (و شهود) ماست.

آنچه به نظر درست مي رسد ولي غلط است، به نظر غلط مي رسد ولي درست است، يا به نظر غلط می رسد و واقعا” غلط است

فايده پارادوکسها

-ايجاد انگيزه براي گسترش مرزهاي دانش
-تعميق بينش
-تعميم شيوه هاي استدلال
-افزايش دقت
-وضع قوانين زبان شناختي جديد
-طرح مشكلات مفاهيم نظري در فيزيک

بعضي پارادوكسها که متضمن تناقض اند صادق به نظر مي رسند وحتي اين ايده را به ذهن نزديك مي كنند كه چرا تناقضها را نپذيريم!

در منطق پيراسازگار paraconsistent  مي توان تناقض داشت و بر خلاف رياضيات کلاسيک، چنين نيست كه از تناقض هر چيزي نتيجه شود.

پارادوكس باناخ ـ تارسكي ( Banach – Tarski Paradox)

باناخ و تارسكي در 1924 به كمك اصل انتخاب ثابت كردند كه مي توان با برش يك گوي (پرتقال) به شش قطعه، ايجاد حركات صلب ( يعني دوران و انتقال ) و دوبار چساندن آنها دو گوي ( پرتقال ) هم اندازة اولي به دست آورد.

در 1944 ر. م. رابينسون تعداد قطعات را از شش به پنچ تقليل داد.


پارادوکس روز تولد

اگر 23 نفر در این سخنرانی شرکت کرده باشند، احتمال این که حداقل 2 نفر روز تولدشان یکی باشد حدود 50% است، اگر 22 نفر شرکت کرده باشند این احتمال حدود 5 0/0%  و اگر بیش از 60 نفر حضور داشته باشند این عدد بزرگتر از 99% است.


پاردوكسهاي زنون  ‍Paradoxes Zeno’s
 

1)در صورتي كه پاره خط بينهايت بار تقسيم پذير باشد، حركت ناممكن است، زيرا براي اين كه پاره خطي مانند  ABرا با شروع از نقطه A بپيماييم، ابتدا بايد به نقطة وسط آن  Cبرسيم. براي اين كه  ACپيموده شود، بايد به نقطة وسط آن D برسيم و قس عليهذا. پس نمي توان حتي از  نقطة A حركت كرد.
A-------B-----C-----D

2)در مسابقه ” دو“ بين آشيل تندرو و لاك پشت كندرو، آشيل كه كمي عقب تر از لاك پشت است، هيچگاه به او نمي رسد. زيرا ابتدا بايد به نقطه اي برسد كه لاك پشت از آنجا حركت كرده است. اما وقتي به آنجا مي رسد لاك پشت قدري جلوتر رفته است و همان وضعيت قبل روي مي دهد و با تكرار اين روند، گرچه آشيل به لاك پشت نزديك مي شود ولي هيچگاه به او نمي رسد.
  ---------A------------T     

 
پارادوكس لامپ تامسون Tompson Lamp Paradox
 
لامپي به مدت يک دوم دقيقه روشن مي شود، سپس براي يک چهارم دقيقه خاموش مي شود، به مدت يک هشتم دقيقه روشن مي شود و قس عليهذا. درست بعد از يك دقيقه لامپ روشن خواهد بود يا خاموش؟


پارادوكس دار غيرمنتظره  Unexpected Hanging Paradox

به يك زنداني گفته مي شود كه او در يكي از روزهاي بين شنبه و پنجشنبه به دار آويخته خواهد شد، اما تا روز به دار آويخته شدن، وي نخواهد دانست كه كدام روز اعدام مي شود.

او روز پنجشنبه به دار آويخته نمي شود، زيرا اگر او تا چهارشنبه زنده باشد مي فهمد كه اعدام در روز پنحشنبه صورت خواهد گرفت، اما به او گفته شده است كه وي از روزي كه به دار كشيده مي شود پيشاپيش آگاه نيست. او روز چهارشنبه نيز اعدام نمي شود زيرا اگر تا سه شنبه زنده بماند، با توجه به اين كه بنا به استدلال بالا روز پنجشنبه اعدام نمي شود، مي فهمد كه روز چهارشنبه اعدام انجام خواهد شد. استدلال مشابه نشان مي دهد كه او در هيچيك از روزهاي ديگر نيز نمي تواند اعدام شود.

اما در روزي غير از پنجشنبه جلاد وارد مي شود و وي را اعدام مي كند.

 
پارادوكس توده  Sorites Paradox

يك دانة گندم يك تودة گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم، به دو دانه دست مي يابيم كه باز هم تودة گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم ديگر، سه دانه گندم خواهيم داشت كه توده محسوب نمي شود. اگر اين عمل را تكرار كنيم، هيچگاه به تودة گندم نمي رسيم.

اما زماني كه اين گرداية گندم به قدر كافي بزرگ شود، توده ناميده مي شود.

 
پارادوکس خداوند قادر مطلق

آیا خداوند می تواند سنگی بسازد که نتواند بلند کند؟


پارادوكس اژدها

چگونه مي توانيم راجع به چيزي كه وجود ندارد صحبت كنيم، وقتي كه مي گوييم  ” اژدهاي هفت سر وجود ندارد.“


پارادوكس تخته سياه
 
تخته سياهي را در نظر بگيريد كه روي آن علاوه بر اعداد 1، 2، 3، جملة ” كوچكترين عدد طبيعي كه روي اين تخته سياه ارائه نشده است. “ نوشته شده است.

در اين صورت گرچه عدد 4 روي تخته سياه نمايش داده نشده است، ولي عبارت مذكور روي تخته سياه، مبين 4 است.


پارادوكس بوچوفسكي  Buchowski Paradox

فرض كنيد شما فقط دو برادر داريد كه هر دو از شما مسن تر هستند. در اين صورت جملة به ظاهر غلط ذيل، راست است:

” برادر جوانترم از من مسن تر است“


پارادوكس دروغگو  Liar's Paradox

مي گويند روزي ائوبوليدس، متفكر يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد، گفت: ” چيزي كه آلان مي گويم دروغ است“. اگر گفتة او درست باشد، آنگاه بنا به آنچه گفته است، بايد گفته اش دروغ باشد، واگر گفتة او دروغ باشد، دوباره بنابر آنچه گفته است نتيجه مي شود كه گفته اش درست است.


پارادوكس دور
 
اين پارادوكس توسط آلبرت ساكسوني در قرون وسطي طرح گرديده است:

•         جمله P اين است: ”q  دروغ است.“

•         جمله q اين است: “ P راست است. “

نکته جالب اين است كه اگر ما داراي يك نوع منطق سه ارزشي باشيم كه در آن گزاره ها بتوانند فقط يكي از ارزشهاي ”راست“،  ” دروغ “ و ” نه راست ـ نه دروغ “ را داشته باشند آنگاه گزارهP   به صورت “ P دروغ يا نه راست ـ نه دروغ است“ نمي تواند هيچيك از ارزشهاي ” راست “ ، ” دروغ “ و ” نه راست – نه دروغ“ را به خود بگيرد.


پارادوكس تابلو

اين پارادوكس در 1913 توسط رياضيدان انگليسي جردن (P. E. B. Jourdain) ارائه شد:

تابلوئي داريم كه در يك طرف آن ”جمله پشت اين تابلو راست است.“  و در طرف ديگر آن  ”جمله پشت اين تابلو دروغ است.“ نوشته شده است!

 
پارادوكس سقراط   

نقل شده است كه ســـــقراط روزي گفته است:” چيزي كه مي دانم اين اسـت كه من هيـچ چيز نمي دانم “.

 
پارادوكس جزيرة وحشي ها

در جزيره اي قبيله اي وحشي زندگي مي كردند كه دو خدا، خداي راستي و خداي دروغ داشتند. آنها هر كس را كه به جزيره مي آمد قرباني مي كردند، به اين ترتيب كه از وي سوالي مي پرسيدند، اگر راست مي گفت او را قرباني خداي راستي و اگر دروغ مي گفت، او را قرباني خداي دروغ مي كردند.

روزي شخصي وارد جزيره شد. او را گرفتند و از او پرسيدند” سرنوشت تو چه خواهد بود؟“ آن شخص جواب داد ” شما من را قرباني خداي دروغ خواهيد كرد.“

با اين جواب وحشي ها مستاصل شدند زيرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ بايد هم قرباني خداي راستي شود و هم قرباني خداي دروغ!


پارادوكس آرايشگر  Barber Paradox
 
در دهكده اي فقط يك آرايشگر وجود دارد. او فقط ريش كساني را مي تراشد كه ريش خود را نمي تراشند. سوال اين است كه ريش خود ريش تراش را چه كسي مي تراشد؟

اگر او ريش خود را نتراشد، بايد نزد ريش تراش يعني خودش، برود تا ريشش را بتراشد و اگر ريش خود را بتراشد، نبايد توسط ريش تراش يعني خودش، ريشش تراشيده شود.

 
پارادوكس خود نا توصيف Heterological Paradox

خود ناتوصيف، كلمه اي است كه خودش را توصيف نميكند. پس كلمة "خود ناتوصيف" خود ناتوصيف است اگر و فقط اگر خود ناتوصيف نباشد.

 

پارادوكس اسمارانداچ Smarandache Paradox

فرض كنيد A يكي از عبارات ممكن، كامل و . . . باشد. در اين صورت ” همه چيز A  است“ ايجاب مي كند که “~A  نيز A  باشد”.
مثلاً ‌وقتي مي گوييم ” همه چيز ممكن است“ ، نتيجه مي شود كه ” غير ممكن نيز ممكن است“ ، يا از ” هيچ چيز كامل نيست “ اين كه ” كامل نيز كامل نيست “ مستفاد مي شود.


پارادوكس كانتور Cantor's Paradox

فرض كنيد  Aمجموعه همة مجموعه ها باشد، پسP(A)=A   و لذا   card(P(A))=card(A) از طرفي بنا به قضية کانتورcard(P(A)) و اين تناقض است.

 
پارادوکس نيوکام

 

فرض کنيد دو جعبه A و B داده شده باشد. سر جعبه A باز و سر جعبه B بسته باشد. A شامل 1000 دلار و B شامل 1000000 دلار است و يا شامل هيچ چيز نيست.

شما بايد فقط جعبه B را انتخاب کنيد و يا هر دو جعبه A و B را. اما قبل از اين که شما انتخاب خود را انجام دهيد، پيشگويي بر اساس انتخابي که شما انجام خواهيد دا د در جعبه  B 1000000 دلار قرار مي دهد اگر شما فقط جعبه B را انتخاب کنيد و هيچ چيز نمي گذارد اگر شما هر دو جعبه A وB  را  انتخاب کنيد.

سوال: اگر شما به انتخاب فقط B تمايل داشته باشيد، مي توانيد  A را نيز انتخاب کنيد؟


پارادکس در حساب

در این قـسمت دو نمونه پارادکس در مورد اعداد را بیان می کنیم .

1 ) 2 = 1
این بر همه روشن است که : 4 – 6 = 1 – 3 .
اگر دو طف تساوی را در 1- ضرب کنیم داریم : 6 – 4 = 3 – 1 .
می توان به دو طرف تساوی مقداری را افـزود . بـرای نمونه نه چهارم .
پس هر دو طرف را می توان به صورت مربه یک دو جمله ای نوشت : یعنی در سمت چپ داریم : یک منهای دوسوم به توان دو و در طرف چپ داریم دو منهای سه دوم به توان دو .
حالا از دو طرف تساوی جذر گرفته و دو سوم را کم می کنیم .
داریم : 2 = 1 .

2 ) 3 = 2
این تساوی را هم شبیه مورد بالا می توان اثبات نمود .

از آن جا که من نمی دانم چگونه کسر را نشان دهـم به جای کسر ها از حروف اسـتفاده می کنم .

15 – 9 = 10 – 4 .
به دوطرف تساوی بیسـت و پنج را می افزاییم . دو طرف را به مجذور دو جمله ای تبدیل می کنیم . جذر می گیریم و سپس پنج دوم را کم می کنیم .
داریم : 3 = 2 .
با همین روش می توان تمام اعـداد متوالی را با هـم برابر دانسـت .

جواب:

در این گونه سوال ها اشـتباه ما اینجاست که در مورد اصل ضرب یا تقسیم دوطرف تساوی ، نبایدعـددی که در دو طرف ضرب می شود مساوی صفر باشـد و ما بدون در نظر گرفتن این نکته ، دو طرف تساوی را ایکس منهای 3 ضرب یا بر آن تقسیم کردیم.



پارادوكس دو قلو

یکی از معماهای فیزیک مدرن پارادوکس دوقلوها است که توسط آلبرت انیشتین مطرح شد. اکنون سوباشا کک (Subhash Kak) استاد و پروفسور دانشگاه لوییزیانا (Louisiana) مدعی است که معمای مذکور را حل نموده است.

طبق خبری که در وب سایت دانشگاه LSU منتشر شده است، سوباشا کک پروفسور مهندسی الکترونیک و کامپیوتر در دانشگاه لوییزیانا، ادعا می کند که را حلی برای پارادوکس دوقلوهای انیشتین یافته است.

پارادوکس دوقلوها که اولین بار بیش از 100 سال قبل توسط آلبرت انیشتین مطرح شده، در مورد تاثیر سرعت نور بر زمان است. خود انیشتین برای توضیح این مسئله مثال دو ساعت را مطرح می کند یکی ساکن و دیگری در حال حرکت است. طبق قوانین فیزیک نسبیت عقربه های ساعتی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حرکت است کندتر از ساعتی که ثابت است پیش می رود، به بیان ساده تر سرعت نور سبب کندی زمان می گردد.

اما در عصر معاصر این پارادوکس به این ترتیب تشریح شده است که فرض کنید دو برادر دو قلو داریم، یکی از آن دو در یک شاتل فضایی با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حال مسافرت است و دیگری در جای خود بر روی زمین ثابت ایستاده است. پس از گذشت زمان کافی برادری که ثابت بر روی زمین ایستاده است در مقایسه با دیگری که در حال حرکت بوده پیرتر به نظر می رسد.

پروفسور کاک در این باره می گوید :"اگر یکی از دوقلوها که در سفینه فضایی در حال مسافرت است، در نزدیکترین ستاره که 4.45 سال نوری با زمین فاصله دارد، بتواند با سرعتی معادل 86 درصد سرعت نور حرکت کند، پس از بازگشت به محل اولیه خود در روی زمین، او پنج سال خواهد داشت، در حالیکه برادر دوقلویش که بر روی زمین باقی مانده بیش از 10 سال از عمرش خواهد گذشت."

بر طبق مطلب منتشر شده فوق، این واقعیت که در اجسام متحرک زمان کندتر عمل می کند، در طول سالیان گذشته با انجام آزمایشات متعدد تکرار شده و به اثبات رسیده است.

پارادوکسی که در این قضیه وجود دارد، این است که اگر دوقلویی که در زمین قرار دارد را در مقایسه با دوقلوی دیگر در حرکت فرض کنیم (و در واقع دیگری را ثابت بگیریم) ، او برادری است که باید دیرتر پیر شود.

اکنون سوباشا کک (Subhash Kak) استاد و پروفسور دانشگاه لوییزیانا (Louisiana) مدعی است که معمای مذکور را حل نموده است.

طبق خبری که در وب سایت دانشگاه  LSUمنتشر شده است، سوباشا کک پروفسور مهندسی الکترونیک و کامپیوتر در دانشگاه لوییزیانا، ادعا می کند که را حلی برای پارادوکس دوقلوهای انیشتین یافته است.

پارادوکس دوقلوها که اولین بار بیش از 100 سال قبل توسط آلبرت انیشتین مطرح شده، در مورد تاثیر سرعت نور بر زمان است. خود انیشتین برای توضیح این مسئله مثال دو ساعت را مطرح می کند یکی ساکن و دیگری در حال حرکت است. طبق قوانین فیزیک نسبیت عقربه های ساعتی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حرکت است کندتر از ساعتی که ثابت است پیش می رود، به بیان ساده تر سرعت نور سبب کندی زمان می گردد.

اما در عصر معاصر این پارادوکس به این ترتیب تشریح شده است که فرض کنید دو برادر دو قلو داریم، یکی از آن دو در یک شاتل فضایی با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حال مسافرت است و دیگری در جای خود بر روی زمین ثابت ایستاده است. پس از گذشت زمان کافی برادری که ثابت بر روی زمین ایستاده است در مقایسه با دیگری که در حال حرکت بوده پیرتر به نظر می رسد.

پروفسور کاک در این باره می گوید :"اگر یکی از دوقلوها که در سفینه فضایی در حال مسافرت است، در نزدیکترین ستاره که 4.45 سال نوری با زمین فاصله دارد، بتواند با سرعتی معادل 86 درصد سرعت نور حرکت کند، پس از بازگشت به محل اولیه خود در روی زمین، او پنج سال خواهد داشت، در حالیکه برادر دوقلویش که بر روی زمین باقی مانده بیش از 10 سال از عمرش خواهد گذشت."

بر طبق مطلب منتشر شده فوق، این واقعیت که در اجسام متحرک زمان کندتر عمل می کند، در طول سالیان گذشته با انجام آزمایشات متعدد تکرار شده و به اثبات رسیده است.

پارادوکسی که در این قضیه وجود دارد، این است که اگر دوقلویی که در زمین قرار دارد را در مقایسه با دوقلوی دیگر در حرکت فرض کنیم (و در واقع دیگری را ثابت بگیریم) ، او برادری است که باید دیرتر پیر شود.

هر چند انیشتین و دانشمندان دیگر تلاش بسیاری برای حل این معما انجام داده بودند، اما تا کنون هیچ یک از فرمول های بدست آمده نتوانسته بود پاسخ رضایت بخشی برای این قضیه باشد.

اکنون یافته های پروفسور کک در ژورنال آنلاین بین المللی فیزیک نظری منتشر شده و در شماره آینده نسخه چاپی این نشریه نیز قرار خواهد گرفت. او در این باره می گوید:

"من این معما را با به کارگیری یک اصل علمی جدید در قالب نسبیت، که حرکت را بی ارتباط با اجسام منفرد تعریف می کند حل نمودم. به عنوان مثال، می توانیم ارتباط برادرهای دوقلو را ستاره های واقع در دوردست در نظر بگیریم."

در حقیقت با استفاده از ارتباطات احتمالی، در روش پروفسور کک اینگونه فرض شده که کائنات خصوصیات کاملا مشابهی دارند و صرفنظر از اینکه در کجا قرار بگیرند، ویژگی کلی آنها با موقعیت تغییر نمی کند.

پروفسور کاک ادعا می کند با جهانی شدن راه حلی که او برای پارادوکس دوقلوهای انیشتین به اثبات رسانده، درک جوامع علمی از نسبیت افزایش خواهد یافت و حتی ممکن است تاثیراتی بر ارتباطات و کامپیوتر، خصوصا طراحی سیستم های ارتباطی با قابلیت های بالاتر برای استفاده در عملیات فضایی داشته باشد


پارادوكس اولبرس

پيش از اين كه پاسخي به اين سوال بدهيم ، اجازه بدهيد صورت مساله را يك بار ديگر ذكر كنيم، چرا آسمان شب تاريك است؟

اولين كسي كه جرات كرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيكدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود. سوالي كه از آن پس به پارادوكس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيكدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول كرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت كودكانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست. ابتدا به نظر رسيد گرد و غبار بين ستاره ها مي تواند مساله را حل كند. اين مواد نور ستاره ها را جذب مي كنند و مانع رسيدن آنها به چشم ما مي شوند، اما مساله اينجاست كه جذب نور، سرانجام آنقدر دماي گردوغبار را بالا مي برد كه آن را به تابش و نورافشاني وامي دارد. توضيح دوم پاي انتقال به سرخ كهكشان ها و ستاره هاي دور را وسط كشيد. مي دانيم كه به دليل انبساط جهان ، همه كهكشان ها در حال دورشدن از ما هستند و اين باعث افزايش طول موج پرتوهاي تابيده از آنها يا به اصطلاح انتقال به سرخ نورشان مي شود. تحت تاثير اين انتقال ، بخش عمده اي از نور مرئي كهكشان هاي دور به نور مادون قرمز تبديل و غيرقابل رويت مي شود؛ اما نبايد فراموش كرد كه به همين ترتيب بخشي از پرتوهاي ماوراي بنفش نيز سر از طيف مرئي درمي آورند و اثربخشي اول را تقريبا خنثي مي كنند. بهترين توضيحي كه در حال حاضر براي اين پارادوكس وجود دارد، شامل 2 قسمت است:

بخش اول اين كه حتي اگر جهان ما بي نهايت بزرگ باشد، بي نهايت پير نيست. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه سرعت نور محدود است و ما هر اتفاق را تنها بعد از رسيدن نورش مي توانيم ببينيم. به عقيده بيشتر ستاره شناسان ، جهان بين 10 تا 15ميليارد سال عمر دارد. بنابراين بيشترين فاصله اي كه ما از آن نور دريافت مي كنيم بين 10 تا 15 ميليارد سال نوري است. حتي اگر ستاره ها يا كهكشان هايي در فاصله دورتر از اين وجود داشته باشد، چيز از آنها به چشم ما نمي رسد. بخش دوم جواب ، به اين واقعيت برمي گردد كه كهكشان ها، عمر لايتناهي ندارند. ستاره ها سرانجام تاريك مي شوند و اين اثر در كهشكشان هاي نزديك به خاطر فاصله نوري كوتاه تر زودتر قابل مشاهده است. برهم نهي اين دو عامل باعث مي شود كه ما هيچ وقت نتوانيم نور ستاره هاي دور و نزديك را همزمان در همه جهات ببينيم. نور دورترين ستاره ها هنوز به ما نرسيده است ، يا اگر برسد اين سفر اين قدر طول مي كشد كه تعدادي از اجرام نزديك در اين فاصله دار فاني را وداع مي گويند و خاموش مي شوند. اين از تاريك بودن شب. كسي نمي خواهد دليل روشن بودن روز را بداند؟


پارادوکس سفر به زمان گذشته  یا پارادوکس پدر بزرگ

امکان سفر در زمان به سوی گذشته، تناقضات متعددی را فراروی ما قرار می دهد.

مهم ترین بحث در باب علیت است و این که آیا یک معلول می تواند پیش از علت خویش واقع شود یا خیر؟

مشهورترین نمونه از تناقض مذکور، موردی است موسوم به پارادوکس پدر بزرگ.

فرض كنيد شما بتوانيد به زماني سفر كنيد كه پدربزرگتان دوران جواني خويش را سپري مي كند. چه اتفاقي خواهد افتاد اگر شما به طور تصادفي يا عمدي پدربزرگ خود را پيش از آنكه با مادربزرگتان ازدواج كند به قتل برسانيد در اين وضعيت پدر شما و درنتيجه خود شما هرگز متولد نخواهيد شد اكنون سوال اين است كه اگر شما وجود نداشته ايد چگونه خواهيد توانست به گذشته سفر كرده و پدربزرگ خود را به قتل برسانيد ؟ فيزكدانان براي گذر از چنين وضعيت دشواري راه هاي مختلفي را پيشنهاد مي كنند در يكي از اين پيشنهادات چنين بيان مي شود كه مسافر زمان امكان دخالت در گذشته را ندارد و تنها مي تواند در صورت سفر به گذشته ناظر بر وقايع جاري در آن زمان باشد و امكان هر گونه كنشي براي وي منتفي است ايگور نويكوف از دانشگاه كپنهاك و كيپ تورن از مؤسسه فناوري كاليفرنيا به همراه تعداد ديگر از همكارانشان راه حل ديگري براي گريز از اين تنافض پيشنهاد مي كنند در آنچه كه مي توان گمانه ثبات نويكوف ناميد  اعتقاد  بر اين است كه علم فيزيك مي بايست مجاري اعمال تغييرات را به گونه اي تنظيم كند كه ار هر گونه تناقض پيشگيري كند با عنايت به اين نظر شما اين امكان را خواهيد داشت كه في المثل پدر بزرگ خود را به شام دعوت كنيد اما ار نظر فيزيك و اصول آن امكان قتل وي براي شما وجود ندارد.

استفن هاوكينگ از دانشگاه كمبريج گام را فراتر مي نهد او متقد به حفظ ترتيب زماني است بدين ترتيب كه قوانين فيزيك مي بايست شرايط را طوري فراهم سازد كه امكان سفر براي اجسام بزرگ مقياس از ميان برود .

مكانيك كوانتمي كه به توضيح رفتار مولكول ها اتم ها و ذرات زير اتمي مي پردازد راه ديگري را پيش روي ما قرار مي دهد.

اصل عدم قطعيت هايزنبرگ نقش به سزايي در اين نظريه دارد (بر طبق اصل عدم قطعيت يك ناظر نمي تواند در آن واحد تكانه و مكان ذره را به طور دقيق تعيين كند ) حاصل معادلات كوانتمي نيز تنها بيانگر احتمال حضور ذره در يك مكان خاص است .

با عنايت به توضيحات فوق يكي از راه هاي كه فيزيك دانان از طريق آن به تفسير مفاهيم مربوط به اصل عدم قطعيت مي پردازند نظريه ‌‌بس جهاني است از نظر گاه اين فرضيه جهان هايي به موازات همديگر وجود  دارند كه مجموعا شامل تمامي احتمالات ممكن هستند نظريه بس جهاني در رابطه با بحث سفر در زمان چنين اظهار نظر مي كند كه هر گاه تصميمي اتخاذ مي شود يا مشاهده اي ثبت مي شود جهان منشعب مي شود اگر صحت اين گزاره پذيرفته شود ان گاه شما خواهيد توانست به گذشته سفر كنيد و پدربزرگ خود را به قتل برسانيد اين اقدام شما را در جهاني با يك پدر بزرگ مرده قرار خواهد داد لكن جهان موازي با آن هم پا بر جا خواهد بود (جهاني كه در آن پدر بزرگ به پدر حيات بخشيده و پدر نيز مسافر زمان مذکور را به دنيا آورده )

امكان سفر به گذشته مسائل تازه اي را فرا روي ما قرار مي دهد يكي از مهمترين آن اين است كه آيا امكان نقض نظام علي و معلولي وجود دارد يا خير؟

همان طور كه مي دانيم در زندگي روزمره همواره اثز يا معلول در  پي علت مي آيد لكن اگر حركت به سوي گذشته امكان پذير باشد ديگر اصل عليت پا بر جا نخواهد بود .

ميز بيلياردي را در نظر بگيريد كه كيسه هاي آن دهانه يك كرم چاله باشند چه اتفاقي مي افتد اگر توپي را به سوي يكي از كيسه ها (يك انتهاي كرم چاله ) مي رود پس از ورود به كيسه چند ثانيه به گذشته سفر كند و با خروج از يك كيسه ديگر در چند ثانيه قبل با خودش برخورد كند؟ اگر برخورد موجب انحراف توپ شود توپ وارد كرم چاله نمي شود تا غائله ذكر شده آغاز شود اكنون سؤال اين است كه توپي كه عامل انحراف مي شود از كجا آمده .ترديد در اصل عليت در پارادوكس پدربزرگ به اوج خود مي رسد

البته هيچ كس اميدوارانه به سفر زماني قريب الوقوع نمي نگرد و تمامي ماشين هاي زمان پيشنهاد شده براي توليد نيازمند توانايي هاي موجود در يك ابر تمدن هستند لكن تحقيقات نوين چنين نشان مي دهد كه از نظر قوانين فيزيكي سفر در زمان منتفي نيست.