All posts in category داستانک

داستانک خنده دار(جک و لوبیای سحر آمیز)

روزی روزگاری در دور دست ها ، در آن مکان که تلاجن شب و روز بیدار بودند ، جک و مادر بزرگ خویش در کلبه ای بس فقیرانه زندگی می کردند . ساده برایتان عرض نمایم ، جک و مادربزرگش از بدبخت ترین و بیچاره ترین مردمان روستای خویش بودند طوری که شب ها شام [...]

تندیس دختر نروژی

مجسمه و آرامگاه این دختر در کنار دو پرچم آمریکا و نروژ قرار دارد. داستان از این قرار است که در اینجا یک ملوان آمریکایی به این دختر نروژی علاقمند گشته و سخت عاشق یکدیگر می شوند ؛ این دریانورد آمریکائی که مجبور بوده به خاطر سفر دریائی وی را ترک کند ؛ به او [...]

داستان مرغ یک پا دارد … (طنز)

روزی اربابی با نوکر با ذکاوت خود برای شکار نوعی پرنده به نام “گورو” به کنار دریا رفتند. این پرندگان اکثرا در ساحل روی یک پا می ایستند. ارباب تفنگ ساچمه زنی خود را به طرف آنها نشانه گرفت و یکی از آنها را شکار کرده و به منزل بردند. این نوکر با استعداد که [...]