یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را [...]
داستان خروس شدن ملا
http://sampadcity.com/blog/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%84%d8%a7/
داستان خویشاوند الاغ
روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد, شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟ ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!
http://sampadcity.com/blog/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%ba-2/
داستان دم خروس
یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت, ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام, ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است [...]
http://sampadcity.com/blog/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%ba/