رنگ شب، کنار ستاره ها بی حرف مرده است…کلاغ به پر و بالش می نگرد و می بیند آنچه را آرزو داشته ..رنگ شب روی پر هایش دیگر مرده است…مادرم برخاست….چادر مشکی اش را بر سر کرد… اما….رنگ شب مرده بود بر روی چادر مادر من….پدرم خود را در آینه نگاه کرد ….او جوان است [...]
مرگ رنگ
http://sampadcity.com/blog/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b1%d9%86%da%af/
صدای پای مرگ…
**صدای پای مرگ ** خسته ام …خسته …خسته از این همه تلاش برای پرواز … خسته ام از این همه شکست … بالهای پروازم شکسته اند…دیگر نای باز کردن بال های شکسته ام را نیز ندارم … چه برسد به پرواز …پرواز آرزو شده است برایم … آرزویی دست نیافتنی … آرزویی غیر ممکن … [...]
http://sampadcity.com/blog/%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%8a-%d9%be%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%b1%da%af/
روز تولد من !
**روز تولد من! ** امروز ، روز تولد من بود…اما…اما کسی به خاطر نیاورد که من وجود دارم …هستم …زندگی می کنم … کمی راه رفتم … دو تاب کهنه را دیدم … پاهایم خسته بودند…بر روی یکی از تاب ها نشستم…صدای تاب آنقدر بلند بود که انگار زنی جیغ می کشید … نسیم صورتم [...]
http://sampadcity.com/blog/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d9%85%d9%86/