All posts for the month شهریور, ۱۳۸۹

کاریکلماتور ها

ضربان قلب در فاصله بین مرگ و زندگی شلیک می شود. چشم شب زنده دار ستاره ، نگران طلوع خورشید است. آسایشگاه شب به تعداد ستارگان چراغ خواب دارد. حاصل جمع ضربان قلب سکوت است. —————————————————————– بر مزار پاییز درخت غرق شکوفه بهاری می روید. درخت بهاری نگاهم را شکوفه باران می کند. گل سپاس [...]

درد!

دوست دارم دوباره اعتماد به نفسم رو به دست بیارم …خیلی سخته ..واقعا سخته …نمی دونم شاید اصلا من اعتماد به نفسم زیادی زیاده…! نمی دونم ! مثل همیشه گیجم …راه درست و از نادرست تشخیص نمیدم…گاهی اوقات به خودم می گم واقعا وجود و زندگی ای که من دارم می کنم درسته ؟! مدام [...]

هر شب تنهایی

**هر شب تنهایی** هر شب تنهایی هر شب گریه هر شب اشک هر شب غم و اندوه هر شب بیداری هر شب من پر از تنهایی است تنهایی ای که با وجود هیچکس پر نشد هر شب من پر از درد است دردی که هیچ طبیبی درمان آن را نیافت هر شب من پر از [...]